عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

400

منازل السائرين ( فارسى )

الى المثوبة . طمأنينه قلب به ذكر خداوند است . سالك خائف ، كه بيمناك از وعيد الهى است ، با اين طمأنينه رجاء پيدا مىكند و اميد بر او غلبه مىكند . نگران انجام تكليف الهى است ، اما طمأنينه او را از ضجر عواقب تكليف رها مىكند . او را آرامش مىدهد ، به گونه‌اى كه بلا و سختى را تبديل به نعمت و راحتى مىكند . البته در پرتو ذكر الهى ، متبلايان و كسانى كه اهل بلا هستند حال طمأنيه پيدا مىكنند و اين بلا را عوضى مىدانند كه خداوند براى آنها تعيين كرده است و اين پاداش را نعمت الهى مىدانند و پيوسته از ذكر الهى مدد مىجويند : الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ، أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ . « 1 » آنان كه به خدا ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرام مىگيرد ، آگاه باشيد كه تنها ياد خدا آرام بخش دلهاست . همچنين اميد به خدا ، ترس را تبديل به خوف مىكند . سالك از خوفى كه دارد از عاقبت كار ناله مىكند و درد مىكشد و خداوند آن را در يادش شيرين مىكند و بر درجاتش مىافزايد . الدرجة الثانيه : طمأنيه الروح فى القصد الى الكشف ، و فى الشّوق الى العده و فى التفرقة الى الجمع . طمأنينه روح كه به سوى مقصدش نزديك مىشود عزم او براى كشف جزم مىشود ، اصلا ، طمأنينه ميل مستقيم به كشف دارد و شوق به سوى وعده‌گاه پيدا مىكند و از پراكندگى و تفرقهء ذهن و خيال به جمعيت خاطر و احساس و عشق واحد مىرسد . مىدانيم كه تجليّات سه نوع‌اند : تجليات افعال ، تجليات اسماء و تجليات صفات . در اين درجه سالك ، طالب تجليات ذات مىشود . مراد از جمع همين است كه بقيهء تجليات را در خود دارد . در اين درجه از طمأنينه ، سالك ارتباطى بىقياس و مستقيم با خدا پيدا مىكند : اتصالى بىتكليف بىقياس * هست ربّ الناس را با جان ناس « 2 » در اينجا به تعبير جناب مولوى ، رشتهء سبب سوزى پيش مىآيد ؛ يعنى به واسطهء خدا

--> ( 1 ) . رعد / 28 . ( 2 ) . مثنوى ، دفتر چهارم ، بيت 760 .